آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما


برای ازدواج به این کلام خدا خیلی باید دقت کرد که میفرماید: " من شما دو تا رو برای هم آفریدم"

در انتخاب همسر باید آدم دقت کنه که انتخاب خوب باشه. در روایات داریم یکی از مقدرات الهی که به سادگی قابل تغییر نیست بحثه ازدواجه!

لذا همونجوری که آدم پدر و مادر خودشو انتخاب نمیکنه همسر خودش رو هم انتخاب نمیکنه. این رو باید از ذهن بیرون ببریم که زن و مرد همدیگر رو انتخاب کردند بلکه این انتخاب خداست. انتخاب همسر مهمه نه اینقدر که بقیه میگن.شما وقتی زیادی به انخاب همسر اهمیت دادی بقیه کم کم شک میکنن به انتخابشون، شک که کردن راحت دعوا میشه، دعوا که شد راحت طلاق گرفته میشه!

عقیده باید این باشه که با هر کی ازدواج کردی اون بهترین کسی هست که برای رشد تو مناسب بوده. اینو خدای متعال میفرماید.

همانطور که در پست قبلی نوشتم خدا در قرآن میفرماید من زندگی رو برای امتحان آفریدم. خب پس اگه یه خانمی به تور یه نفر افتاده باشه که مناسب نباشه برای امتحان گرفتن خدا، در نتیجه برنامه امتحان گرفتن خدا خراب میشه، پس خدا باید اجازه نده که اون فرد ازدواجی بکنه که امتحان خدا خراب بشه. خدا یه زمینه سازی کرده که بتونه امتحاناش رو بگیره. پس ما آدما باید بشینیم امتحانامون رو پس بدهیم  و نباید هی شک کنیم. حالا یه عده هستن که شرایط ازدواج رو ندارن، مثلا طرف با وجود اینکه از یه نفر خوشش میاد کار ثابتی نداره یا سربازی نرفته. این جور مواقع اون شخص دو تا راه داره. اول اینکه اجازه بده که خدا اول درس شو بده(یعنی شرایطش رو مهیا بشه) و بعد امتحان بده و یا اینکه خودش بره کتاب بگیره و درس بخونه و بعدش امتحان بده.

حالا تو این بین یه سری ها هستن که هی خدا بهشون میگه که بابا بیاید امتحان تون رو بدین ولی اینا هی بهونه میارن. نمونش افرادی که سن و سال زیادی ازشون میگذره ولی هنوز مجردن. اینا توجه ندارن که آدم اگه تو امتحان 2 بشه بهتر از اینه که سر جلسه امتحان نره و 0 بشه!

خدا بالا سر ما ایستاده و داره از ما محافظت میکنه. ما هم که موقع انتخاب همسر مرض نداریم که! میخوایم یه همسر خوبی باشه دیگه. باید به خدا توکل کنیم. " استخیرک یا الله"(من از تو طلب خیر میکنم). بعدش باید بریم خواستگاری. اگه جور شد باید بذاریم راحت جور بشه و سخت نگیریم و بقیه ش رو دست خدا بدیم. ولی اگه بنا نباشه درست بشه خدا بهم میزنه و نباید بترسیم. خدا مواظب ماست. خدا  ما رو برای این ساخته که رشدمون بده. اگه ببینه که ما داریم میریم توی خونه ای که رشدمون از بین میره نمیذاره خو!

هر چه پیش آمد خوش آمد!

حالا بعضی ها ممکنه بگن که اینطوری خیلی جبری میشه که؟! در پاسخ باید گفت: "نه" خیلی جبری نمیشه.

پیشینه هم مهمه، آینده هم مهمه، خیلی پیچیدس،  خدا بین اراده، نیت، باطن، ظاهر، گذشته، آینده و خواست خودش یه جمع بندی میکنه بعد طبق اون جمع بندی بلاخره یه همسری انتخاب میشه!



"منبع": سخنان حجت السلام پناهیان


ãäÈÚ

مشخصات

  • منبع: http://khodayamkafist.blogsky.com/1397/01/27/post-26/شک-ممنوع
  • کلمات کلیدی: امتحان ,همسر ,خیلی ,باشه ,میشه ,حالا ,انتخاب همسر ,خیلی جبری ,امتحان گرفتن ,برای امتحان ,انتخاب نمیکنه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.


بریم سراغ خان سوم

این مسئله که میخوام اشاره کنم خیلی خیلی برام نگران کنندس و شاید مانع اصلی پیش قدم نشدن منه...

ببین هر کس که یه دختر خانمی رو برای ازدواج انتخاب میکنه قطعا دلش میخواد که طرف باهاش خوش بخت بشه. عاشق اگه شرایط رو جوری دید که ازدواج با دختر مورد علاقش باعث میشه که طرف تنزل اقتصادی پیدا کنه و تو زندگی باهاش دچار مشقت میشه با وجود همه علاقه ای که بهش داره باید عشقش رو فراموش کنه...

منم میخوام که عشقم باهام خوشبخت بشه. اما ...

اما بحث من تضمینه...شاید من خیلی سخت گیرم تو ازدواج و جلو رفتن 

ولی واقعیت اینه. آدم باید تا ته ماجرا رو بخونه...نباید طرف رو مجذوب و عاشق خودت بکنی و بعد بگی نه ببخشید پشیمون شدم خدافظ! 

باید آینده نگر باشم یکم.

ازدواج شوخی نیست، باید تو جیبت پول باشه که جلو بری

من به خودم نمیتونم تضمین بدم که قطعا آینده خوبی دارم، نمیتونم تضمین بدم که بتونم شغلی در خور خانواده همسرم پیدا کنم، نمیتونم از الان به زنم قول بدم که تا 7-8 سال آینده که میام خواستگاریت(یه ایده س: چون یکی از راه ها برای من اینه که با طرف فعلا به توافق برسم و بعدا موقعی که شرایط زندگیم خوب شد باهام ازدواج کنیم) از نظر مالی اوکیم...

بخدا قسم خیلی ها رو دیدم بدون توجه به این موضوع یا زن گرفتن یا شوهر کردن و الان زندگی شون رو به نابودیه. 

خدا عاقبت همه ی جوون ها رو ختم به خیر کنه 


ãäÈÚ

مشخصات



خب، الان میخوام یه مقدمه درمورد مسئله عقل و قلب بنویسم و انشالله بعدا به بحث مفصل ازدواج می پردازم

یه گوشه تو قلب وجود داره که مال کسی نیس. حتی برای خودت هم نیست

یه روز صبح بیدار میشی میفهمی یه نفر رفته و اونجا رو اشغال کرده

اینجاست که عقل وارد ماجرا میشه و میخواد مسئله رو حل کنه. اما این مسئله مثل مشکلات دیگه نیس. این مورد خیلی فرق میکنه.

وقتی که عقل نتونست مسئله رو حل کنه شروع میکنه به پاک کردن صورت مسئله و با دل وارد جنگ میشه.

دل در طلب وصال یاره درحالیکه عقل به خاطر دلایل گوناگون مثل بی پولی، کم بودن سن یا شاید خجالتی بودن این قضیه رو توجیه نمیکنه.

و قسمت تلخ ماجرا اینجاست که این جنگ پیروز نداره. و میدونی وقتی قرار نیست که پیروز داشته باشه، هر دو طرف جنگ خسته میشن و از پا در میان!

تو بدن انسان هم همینطوره.

بعضی شبا دل هوس یار میکنه، به ارتش عقل شبیخون میزنه و وقتی صبح میشه عقل جبران میکنه.

خلاصه اینجاست که بدن شروع میکنه به از بین رفتن. بدن خودشو میخوره. چون اعضای بدنش با هم هماهنگ نیستن.

و در نهایت بعضی ها افسردگی میگیرن، بعضی ها سیگاری میشن، بعضی ها بیخیال خودشونو و دنیا میشن...

و بعضی ها شاید...

چون میدونی وقتی آدمی از درون خودش داغون باشه نمیتونه زندگی کنه، نمیتونه تحرک داشته باشه، نمیتونه درس بخونه و وقتی هم میخونه انگار اصن نمیفهمه...و صد مشکل دیگه بوجود میاد...

حالا وقتی از بالا به ماجرا نگاه میکنی طرف نه راه پیش داره نه راه پس...

مثال کسی که تو باتلاقه. نه میتونه به وصال یار فکر کنه نه عقل اجازه میده که جلو بره و حرف دلشو بزنه...

البته در میان آدم به خدا و ائمه متوسل میشه.

راستش قبلا فکر میکردم که معجزات به ندرت اتفاق میفتن ولی چند وقتیه به این نتیجه رسیدم که تمام زندگی ما معجزس

و همینجا میخوام بگم خدایا با وجود همه مشکلاتی که تو زندگیم دارم هر موقع ازت درخواست کمک کردم و دعا کردم برام معجزه کردی!!!

مرسی که هستی خدا جون 


ãäÈÚ

مشخصات



خب به به رسیدیم به بحث ازدواج خودمون 

در برخورد با مسئله ازدواج باید از دو دیدگاه بهش توجه کرد:

1- دیدگاه قلبی و دلی

2- دیدگاه عقلی و منطقی

برای من که مورد اول اوکیه  و مشکلی باهاش ندارم

اما مورد دوم ... که انصافا خیلی طول کشید که بتونم تحلیلش کنم...

اولین مسئله ای که درباب ازدواج کردن مطرحه اینه که از خودمون بپرسیم که آیا میتونیم این مسئله رو با خانواده به اشتراک بگذاریم یا نه؟!!!

یعنی میتونم تو 20 سالگی برم به مامان و بابام بگم که من زن میخوام؟

برای من که خیلی سخته. به خصوص وقتی که وجه و شخصیت من تو خانواده و فامیل به عنوان بچه + جا افتاده...

خب این از مشکل اول...


ãäÈÚ

مشخصات



خب می رسیم به بحث شیرین ازدواج 

ازدواج یکی از سنت های پسندیده خدا و پیامبران الهی است که اغلب مورد بی توجهی قرار می گیره

برای نشون دادن اهمیت این موضوع یه تاپیک جداگونه براش در نظر گرفتم و انشالله بحث و تحلیل های خوبی توش میذارم

در ایران دختر پسر تا قبل از دانشگاه به طور طبیعی با هم ارتباط ندارن(البته به ندرت پیدا میشه ) و وقتی به دانشگاه میان و با جنس مخالف ارتباط برقرار میکنن، یه سری احساس نسبت به جنس مخالف پیدا میکنن و نیاز هایی احساس می کنند که شاید قبلا بهش بی تفاوت بوده باشن.

این نیاز ها میتونه عاطفی، احساسی، فکری، نیاز به تشکیل خانواده یا حتی جنسی باشه. گاها احساس کردن این نیاز ها میتونه نشات گرفته از جو دانشگاه باشه یا اصطلاح میگن طرف جو گیر شده. به هر سوی دانشجوی مملکت به فکر ازدواج میفته. ولی غافل از اینکه ازدواج یک امر بسیار پیچیده ای در این دوره زمونه شده و باید حتما قبل از انجام کوچک ترین کاری تمام جوانب کار رو در نظر گرفت

در پستهای بعدی به تفصیل به مشکلات ازدواج می پردازم.


ãäÈÚ

مشخصات



یکی از مشکلاتی که جوونا برای ازدواج دارن اینه که وقتی در زندگی شویی شون به مشکلی برمیخورن و نمیتونن حلش کن، سریع طلاق میگیرن و میگن که انتخاب درستی نداشتن! درحالیکه این حرف اشتباهه

فلسفه ازدواج طبق گفته قرآن اینه که مرد و زن به آرامش برسن و خدا میخواد که اونا رشد کنن. حالا برای این رشد حتما لازم نیست که همسرت خیلی باتقوا و مومن و فلان باشه که درنتیجه تو هم رشد کنی. درحالیکه حتی میتونه بداخلاقی همسرت هم باعث رشدت بشه! چجوری؟ اینکه تو با بداخلاقی همسرت صبوری کنی! یعنی تو در قبال تقدیر(بداخلاقی) یه تکلیفی (صبوری) داری.

خدا تو قرآن میگه که من میخوام شما رو امتحان کنم که آیا تو در اقبال بداخلاقی همسرت صبوری میکنی یا نه! حالا این بداخلاقی یه مثاله و میتونه به خیلی از ویژگی های رفتاری تعمیم پیدا کنه.

ازدواج یکی از مقدرات خداست که به سادگی نمیشه تغییرش داد. به قول معروف ازدواج کردن قسمته! اگه خدا بخواد که تو با فلانی ازدواج کنی مطمئن باش حتما میکنی! خیلیا هستند که در انتخاب کردن خیلی فکر میکنند. البته نه اینکه نباید اصلا فکر کرد بلکه منظور اینه که نباید زیاد حساس شد! اگه یه فردی برای ازدواج پیدا شد حتما باید اقدام کرد.


ãäÈÚ

مشخصات

  • منبع: http://khodayamkafist.blogsky.com/1397/01/27/post-20/تقدیر-و-تکلیف
  • کلمات کلیدی: ازدواج ,بداخلاقی ,همسرت ,صبوری ,اینه ,خیلی ,بداخلاقی همسرت ,همسرت صبوری ,برای ازدواج ,بداخلاقی همسرت صبوری
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.


اعتماد بعضی جا ها خوبه و بعضی جاها به ضرر آدم تموم میشه. برای زندگی بهتر چه خوبه که این مواقع رو بشناسیم و در زمان های منطقی به افراد اعتماد کنیم. برای نمونه تجربه ای از خودم رو بیان میکنم.

حدود دو سال پیش من در اینستاگرام صفحه ای رو راه اندازی کردم به امید اینکه روزی فالوور های زیادی جذب کنم و به وسیله تبلیغات بتونم مبلغی درآمد داشته باشم. از قضا از روی همکاری با یکی از افراد در فضای مجازی آشنا شدم و چون که ایشان در زمینه کار با فتوشاپ مهارت داشتند تصمیم به همکاری با هم گرفتیم. و من هم از روی سادگی رمز عبور اکانتم ( فکر میکنم اون زمان حدود 10 هزار نفر فالوور داشتم) رو در اختیارش قرار دادم.

بله! همانطوری که الان فکر میکنید اتفاق افتاد. و طرف از اعتمادی که بهش کردم سو استفاده کرد و پیجم رو ازم ید.

بعد از این ماجرا درس عبرتی برام شد که هیچ وقت به کسی اعتماد نکنم.

البته به نظرم من آدم باید در زندگی ریسک پذیر باشد و در زمان هایی به افراد خوشنام اعتماد کند. به همان دلیلی که اگر کسی اهل ریسک و خطر کردن نباشد نه تنها از زندگی اش لذت نمی برد بلکه هرگز به موفقیت نخواهد رسید.

البته راجع به اعتماد خاطرات بیشتری دارم که ایشالله تو پست های بعدی راجع بهشون مینویسم


ãäÈÚ

مشخصات



به جرئت میتوان گفت که بهترین دارایی در زندگی امید است.

یکی از موانع داشتن امید به زندگی این است که ما همیشه یا به گذشته نگاه می کنیم یا در آینده زندگی می کنیم.

غافل از اینکه آینده از عملکرد زمان حال ما بدست می آید. وقتی به ناکامی های گذشته می نگریم احساس نا امیدی می کنیم و هنگامی که غرق در رویاهای آینده می شویم احساس غرور کاذب کرده و فکر می کنیم به اهداف خود رسیده ایم.

 پس در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن دردی را دوا نمی کند بلکه باید از گذشته و
ناکامی های آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمان حال پی ریزی کرد تا آینده ای روشن پیش روی داشته
باشیم. در آینده نیز زندگی نکنیم زیرا ممکن است ما را به رویاهایی که شاید به وقوع نپیوندد. دلخوش کند و از
واقعیت دور سازد زندگی در زمان حال باعث می شود که علاوه بر واقع بینی از موفقیت هایی که داریم بیشترین و بهترین استفاده و لذت را ببریم.


ãäÈÚ

مشخصات



کی از مسائلی که خیلی ها باهاش درگیر هستند اینه که بر اساس عقلشون رفتار کنند یا احساس!

به نظر من اینکه بگوئیم فقط بر اساس یکی از اینها باید عمل شود اشتباه است.

گاهی اوقات باید ببینیم عقل چی میگه بعضی اوقات باید احساس رو هم بازی بدیم.

زندگی پیچیدس، و تشخیص این امر کار سختیه

زندگی یک سیستم غیرخطی تغییر پذیر با زمان است که مناسبات آن همواره در حال تغییر است و به راحتی نمیتوان این موضوع را تشخیص داد.

ولی در کار های روزمره میتوان گفت که باید بر اساس عقل عمل کرد. مثلا عقل به ما می گوید که الان موقع درس خواندن است و باید فورا به آن عمل کرد.

و یک نکته ای اینجا وجود داره اینه که چه عقل و چه احساس هر چه بگوید باید آن شخص انجام دهد و تردیدی در خود راه ندهد که سرانجامش پشیمانی است.

البته باز هم میگم زندگی اینقدر پیچیدس که نمیتونیم اینها رو از هم تمییز بدیم مثل همون مسئله ازدواج که انصافا موضوع پیچیده ایه!

تمام


ãäÈÚ

مشخصات



امروز استاد یکی از درس هام سر کلاس گفت که دنبال 3 نفر میگرده که کتابی که ترجمه کرده رو ویراستاری کنن

بعد گفت هر کس انجام بده 3 نمره میده و اسم طرف رو به عنوان قدردانی و تشکر در کتاب میاره. هر نفر هم 300 صفحه باید ویراستاری کنه. در عرض 3 ماه تقریبا

دیگه همینطوری داشتم فکر میکردم داوطلب بشم یا نه. دیگه دیدم پروژه با وجود اینکه ارزش مالی نداره ولی از نظر رزومه ای خوبه

بعد کلاس من و یکی از دختر های کلاس رفتیم پیش استاد و اعلام آمادگی کردیم. استادم اولش یه ذره من من کرد که مثلا دختر ها دقیق ترن و اینا و یجورایی میخواست کار رو به من نده. البته آخرش فهمیدم شوخی میکرده. و البته اون دختر همکلاسی هم از من دفاع کرد و گفت ایشون تو انجمن علمی هستن و قبلا امتحانشون رو پس دادن 

دیگه استاد ایمیلش رو داد گفت پیام بدین بهتون بگم چی کار کنین. عصر که رسیدم خونه پیام دادم ولی هنوز جواب نداده

حالا دقیقا نمیدونم کارش چیه! امیدوارم کار سختی نباشه که بتونم درسمم رو هم بخونم.

ولی از طرف دیگه خیلی خوشحالم که خدا این کار رو برام جور کرد چون واقعا از نظر رزومه ای خیلی میتونه کمک کنه.

البته من قبلا کارهای ویراستاری و عام المنفعه انجام دادم ولی این دیگه خیلی خوبه

شاید بعدا بتونم از استاده برای اپلای توصیه نامه هم بگیرم که خیلی عالی میشه


ãäÈÚ

مشخصات



رعایت نکات نکارشی زیر اهمیت زیادی برای کارهای پژوهشی دارد


نقطه: در انتهای هر جمله بدون فاصله نقطه رو قرار بدین ولی بین نقطه و جمله بعدی یه فاصله بذارین.

ویرگول و سایر علائم: قبل از ویرگول، نقطه ویرگول، علامت سئوال و علامت تعجب نیازی به فاصله نیست اما بعدش باید یه فاصله گذاشته بشه.

پرانتز: قبل از پرانتز همیشه یه فاصله بذارین اما نوشته داخل پرانتز رو بدون فاصله تایپ کنید و بدون فاصله هم پرانتز رو ببندید. بعد از پرانتز حتما یه فاصله بذارین.

گیومه: برای گذاشتن گیومه از   استفاده نکنید، بهتره از «شیفت + k » و «شیفت + L »، برای گیومه گذاری استفاده کنید.

 اندازه نوشته ها: همیشه واژه های انگلیسی رو که لابلای کلمات فارسی نوشته شدنسایز کوچکتر از سایز کلمات فارسی تایپ کنید تا وسط کلمه های فارسی ندرخشه. بهتره سایز عمومی نوشته هاتون 13 یا 14 زر یا نازنین باشه.

راستی به یاد داشته باشید که همیشه در مقاله هاتون افعال رو بصورت جدا بنویسین، یعنی؛ ننویسین: میشود، بنویسین: می شود.

 

 


ãäÈÚ

مشخصات



چند ماه پیش یه ایمیل از ناسا دریافت کردم که تشویق میکردن که افراد اسماشون رو تو سایت ثبت کنن به منظور اینکه قرار ماه May 2018 یه ماهواره تحقیقاتی به کره مریخ پرتاب کنن و همه ی این اسامی رو تو یه تراشه یا همچین چیزی منتقل میکنن و تو ماهواره میذارن که به مریخ بره!

به نظرم ایده جالبی اومد و منم ثبت کردم اسمم رو!

گفتم حداقل اگه خودم یه موقع مریخ نرفتم اسمم بره!

اینم لینک سایتشه:



ãäÈÚ

مشخصات



یکی از سایت های خوب برای بالا بردن اطلاعات در پروسه اپلای این سایت هست

یکی از بخش های جالب سایت اینه که مینیمم GRE دانشگاه ها رو نوشته: لینک

یا مینیمم TOEFL: لینک

البته نمیدونم اطلاعاتش چقدر بروزه و حتما باید با خود سایت دانشگاه چک بشن ولی کلا اطلاعات خیلی خوبی داره

چیزی که بیشتر مجذوبش شدم این بود که اطلاعات رو خیلی طبقه بندی شده وتمیز نوشتن و این باعث میشه که آدم سردرگم نشه


ãäÈÚ

مشخصات



یه سایت باحالی که میخوام معرفی کنم این سایته:

http://testyourvocab.com/

که میگه سطح واژگانی تون در حدود چند کلمه ست.

برای من که شد 3930 کلمه که واقعا خیلی کمه! خیر سرم میخوام اپلای هم بکنم 

امیدوارم تو این چند ماه که میخوام لغت حفظ کنم سطح لغاتم رو بالا ببرم


ãäÈÚ

مشخصات



یکی از معضلاتی که خانواده ها دارن اینه که با همدیگه یعنی اعضای خانواده با هم در مورد انجام دادن کاری م نمیکنن.

پدر خانواده یا حتی مادر فکر میکنه چون مسئولیت بیشتری داره دیگه فقط خودش تصمیم بگیره و به حرف دیگران گوش نده!

اینجوری میشه که فرزندان خانواده احساس میکنن تو خونه زیادی هستن. فقط کسی اونا رو آدم حساب نکنه ناراحت میشن.

مثلا مورد خودم رو مثال میزنم: پدر و مادر من بدون م من خودشون رفتن و خونه اجاره کردن و من تا موقع اسباب کشی خونه رو ندیده بودم. خب این حرکتشون زشته. آدم فکر میکنه که عضو این خانواده نیست.

وقتی با فرزندت م کردی ولو اینکه بعدا برخلاف نظرش عمل کنی باعث میشه که فرزندان اینو بدونن که نظرشون مهمه. برای یه نظر خوب تلاش میکنن. سعی میکنن که اونا هم برای این زندگی ای که پدر و مادرشون درست کرده زحمت بکشن. وگرنه اگه آدم حسابشون نکنی میگن اونا منو آدم حساب نکردن من چرا بکنم؟

دقیقا تو جامعه هم همین اتفاق داره میفته. افراد با سن و سال زیاد که در راس امور هستن فکر میکنن که چون سن شون بالاس همه چی میفهن و قشر جوون جامعه رو آدم حساب نمیکنن. جوون هم میگه حالا که به من توجه نکردن منم دیگه برام مهم نیست که چی سر جامعه ام میاد. دیگه کسی برای جامعه اش دلسوزی نمیکنه. اینجاست که خیلی از مشکلات بوجود میان. در واقع به نظرم منشا این مشکلات همین عدم تعاون و م بین اعضاست.


ãäÈÚ

مشخصات



هفته پیش بود که یکی از استادا برای پروژه ویراستاری کتابش گفت که ایمیل بزنین بهتون بگم چیکار کنید

و من همون روز بهش ایمیل زدم ولی متاسفانه امان از بد قولی این استادا!

حالا امروز باهاش کلاس دارم برم ببینم چی برای گفتن داره. تجربه به من میگه آدمی که بد قولی میکنه همون بهتر که از اول باهاش کار نکنی. حالا حتی اگه برات منفعت داره!

این قد ملت بدقولی کردن دیگه برام درس شده.

آخه نمیدونم یعنی تو یه هفته اخیر وقت نداشته 10 دقیقه ایمیل شو چک کنه. شایدم چک کرده جواب نداده . نمیدونم والا 


ãäÈÚ

مشخصات



همیشه فکر میکردم که چه باحال میشه که آدم اصلا نخوابه و بجاش کارای دیگه انجام بده. معتقد بودم آدم با بیخوابی کشیدنه که به یه جایی میرسه.ولی متاسفانه اشتباه میکردم...

مثال خودم رو میزنم: من شبا تا دیر وقت مثلا 5 صبح بیدار میموندم. حالا یا زبان میخوندم یا اینترنت بازی میکردم. توی اون مدت سرحال بودم. ولی وقتی سر ظهر میشد واقعا دیگه نا نداشتم کاری کنم. مثلا میرفتم کتابخونه درس بخونم ولی به خاطر اینکه شب قبلش کم خوابی داشتم اون مدت زمان تو طول روز رو هم از دست میدادم.

خلاصه بی خوابی ممکنه تو کوتاه مدت خوب باشه ولی تو دراز مدت آدم رو اذیت میکنه.

امروز هم به خاطر اینکه شب قبلش 2-3 ساعت خوابیده بودم نتونستم برم کتابخونه و امروز رو هم از دست دادم

خوشبختانه یا متاسفانه هنوز روی هدفم تمرکز نکردم و فعلا دارم روش های درست رو پیدا میکنم مثل همین قضیه خواب!

به نظرم آدم باید به خواب خیلی اهمیت بده چون واقعا چیزیه که نمیشه از زندگی حذف کرد. مثل غذا خوردن میمونه!

البته آدم نبایدم زیاده روی کنه. مثلا عقلانی نیست آدم 10 ساعت در روز بخوابه. مدت زمان خوب بین 6 تا 8 ساعته به نظرم و با این مدت میشه تمام طول روز رو سرحال بود.

البته اینکه تا لنگ ظهرم بخوابی اشتباهه

برنامه من از امشب اینه: اینکه ساعت 11 یا 12 شب بخوابم و ساعت 6 صبح بیدار شم و دیگه نخوابم.

البته 11-12 خوابیدن آسونه ولی بلند شدنش سخته ولی ارزش داره

خلاصه اگه کسی ازم راهنمایی بخواد میگم از خواب تون نزنید که ضرر میکنید!


ãäÈÚ

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها