آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل



برای ازدواج به این کلام خدا خیلی باید دقت کرد که میفرماید: " من شما دو تا رو برای هم آفریدم"

در انتخاب همسر باید آدم دقت کنه که انتخاب خوب باشه. در روایات داریم یکی از مقدرات الهی که به سادگی قابل تغییر نیست بحثه ازدواجه!

لذا همونجوری که آدم پدر و مادر خودشو انتخاب نمیکنه همسر خودش رو هم انتخاب نمیکنه. این رو باید از ذهن بیرون ببریم که زن و مرد همدیگر رو انتخاب کردند بلکه این انتخاب خداست. انتخاب همسر مهمه نه اینقدر که بقیه میگن.شما وقتی زیادی به انخاب همسر اهمیت دادی بقیه کم کم شک میکنن به انتخابشون، شک که کردن راحت دعوا میشه، دعوا که شد راحت طلاق گرفته میشه!

عقیده باید این باشه که با هر کی ازدواج کردی اون بهترین کسی هست که برای رشد تو مناسب بوده. اینو خدای متعال میفرماید.

همانطور که در پست قبلی نوشتم خدا در قرآن میفرماید من زندگی رو برای امتحان آفریدم. خب پس اگه یه خانمی به تور یه نفر افتاده باشه که مناسب نباشه برای امتحان گرفتن خدا، در نتیجه برنامه امتحان گرفتن خدا خراب میشه، پس خدا باید اجازه نده که اون فرد ازدواجی بکنه که امتحان خدا خراب بشه. خدا یه زمینه سازی کرده که بتونه امتحاناش رو بگیره. پس ما آدما باید بشینیم امتحانامون رو پس بدهیم  و نباید هی شک کنیم. حالا یه عده هستن که شرایط ازدواج رو ندارن، مثلا طرف با وجود اینکه از یه نفر خوشش میاد کار ثابتی نداره یا سربازی نرفته. این جور مواقع اون شخص دو تا راه داره. اول اینکه اجازه بده که خدا اول درس شو بده(یعنی شرایطش رو مهیا بشه) و بعد امتحان بده و یا اینکه خودش بره کتاب بگیره و درس بخونه و بعدش امتحان بده.

حالا تو این بین یه سری ها هستن که هی خدا بهشون میگه که بابا بیاید امتحان تون رو بدین ولی اینا هی بهونه میارن. نمونش افرادی که سن و سال زیادی ازشون میگذره ولی هنوز مجردن. اینا توجه ندارن که آدم اگه تو امتحان 2 بشه بهتر از اینه که سر جلسه امتحان نره و 0 بشه!

خدا بالا سر ما ایستاده و داره از ما محافظت میکنه. ما هم که موقع انتخاب همسر مرض نداریم که! میخوایم یه همسر خوبی باشه دیگه. باید به خدا توکل کنیم. " استخیرک یا الله"(من از تو طلب خیر میکنم). بعدش باید بریم خواستگاری. اگه جور شد باید بذاریم راحت جور بشه و سخت نگیریم و بقیه ش رو دست خدا بدیم. ولی اگه بنا نباشه درست بشه خدا بهم میزنه و نباید بترسیم. خدا مواظب ماست. خدا  ما رو برای این ساخته که رشدمون بده. اگه ببینه که ما داریم میریم توی خونه ای که رشدمون از بین میره نمیذاره خو!

هر چه پیش آمد خوش آمد!

حالا بعضی ها ممکنه بگن که اینطوری خیلی جبری میشه که؟! در پاسخ باید گفت: "نه" خیلی جبری نمیشه.

پیشینه هم مهمه، آینده هم مهمه، خیلی پیچیدس،  خدا بین اراده، نیت، باطن، ظاهر، گذشته، آینده و خواست خودش یه جمع بندی میکنه بعد طبق اون جمع بندی بلاخره یه همسری انتخاب میشه!



"منبع": سخنان حجت السلام پناهیان


ãäÈÚ

مشخصات

  • منبع: http://khodayamkafist.blogsky.com/1397/01/27/post-26/شک-ممنوع
  • کلمات کلیدی: امتحان ,همسر ,خیلی ,باشه ,میشه ,حالا ,انتخاب همسر ,خیلی جبری ,امتحان گرفتن ,برای امتحان ,انتخاب نمیکنه
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.


بریم سراغ خان سوم

این مسئله که میخوام اشاره کنم خیلی خیلی برام نگران کنندس و شاید مانع اصلی پیش قدم نشدن منه...

ببین هر کس که یه دختر خانمی رو برای ازدواج انتخاب میکنه قطعا دلش میخواد که طرف باهاش خوش بخت بشه. عاشق اگه شرایط رو جوری دید که ازدواج با دختر مورد علاقش باعث میشه که طرف تنزل اقتصادی پیدا کنه و تو زندگی باهاش دچار مشقت میشه با وجود همه علاقه ای که بهش داره باید عشقش رو فراموش کنه...

منم میخوام که عشقم باهام خوشبخت بشه. اما ...

اما بحث من تضمینه...شاید من خیلی سخت گیرم تو ازدواج و جلو رفتن 

ولی واقعیت اینه. آدم باید تا ته ماجرا رو بخونه...نباید طرف رو مجذوب و عاشق خودت بکنی و بعد بگی نه ببخشید پشیمون شدم خدافظ! 

باید آینده نگر باشم یکم.

ازدواج شوخی نیست، باید تو جیبت پول باشه که جلو بری

من به خودم نمیتونم تضمین بدم که قطعا آینده خوبی دارم، نمیتونم تضمین بدم که بتونم شغلی در خور خانواده همسرم پیدا کنم، نمیتونم از الان به زنم قول بدم که تا 7-8 سال آینده که میام خواستگاریت(یه ایده س: چون یکی از راه ها برای من اینه که با طرف فعلا به توافق برسم و بعدا موقعی که شرایط زندگیم خوب شد باهام ازدواج کنیم) از نظر مالی اوکیم...

بخدا قسم خیلی ها رو دیدم بدون توجه به این موضوع یا زن گرفتن یا شوهر کردن و الان زندگی شون رو به نابودیه. 

خدا عاقبت همه ی جوون ها رو ختم به خیر کنه 


ãäÈÚ

مشخصات



خب، الان میخوام یه مقدمه درمورد مسئله عقل و قلب بنویسم و انشالله بعدا به بحث مفصل ازدواج می پردازم

یه گوشه تو قلب وجود داره که مال کسی نیس. حتی برای خودت هم نیست

یه روز صبح بیدار میشی میفهمی یه نفر رفته و اونجا رو اشغال کرده

اینجاست که عقل وارد ماجرا میشه و میخواد مسئله رو حل کنه. اما این مسئله مثل مشکلات دیگه نیس. این مورد خیلی فرق میکنه.

وقتی که عقل نتونست مسئله رو حل کنه شروع میکنه به پاک کردن صورت مسئله و با دل وارد جنگ میشه.

دل در طلب وصال یاره درحالیکه عقل به خاطر دلایل گوناگون مثل بی پولی، کم بودن سن یا شاید خجالتی بودن این قضیه رو توجیه نمیکنه.

و قسمت تلخ ماجرا اینجاست که این جنگ پیروز نداره. و میدونی وقتی قرار نیست که پیروز داشته باشه، هر دو طرف جنگ خسته میشن و از پا در میان!

تو بدن انسان هم همینطوره.

بعضی شبا دل هوس یار میکنه، به ارتش عقل شبیخون میزنه و وقتی صبح میشه عقل جبران میکنه.

خلاصه اینجاست که بدن شروع میکنه به از بین رفتن. بدن خودشو میخوره. چون اعضای بدنش با هم هماهنگ نیستن.

و در نهایت بعضی ها افسردگی میگیرن، بعضی ها سیگاری میشن، بعضی ها بیخیال خودشونو و دنیا میشن...

و بعضی ها شاید...

چون میدونی وقتی آدمی از درون خودش داغون باشه نمیتونه زندگی کنه، نمیتونه تحرک داشته باشه، نمیتونه درس بخونه و وقتی هم میخونه انگار اصن نمیفهمه...و صد مشکل دیگه بوجود میاد...

حالا وقتی از بالا به ماجرا نگاه میکنی طرف نه راه پیش داره نه راه پس...

مثال کسی که تو باتلاقه. نه میتونه به وصال یار فکر کنه نه عقل اجازه میده که جلو بره و حرف دلشو بزنه...

البته در میان آدم به خدا و ائمه متوسل میشه.

راستش قبلا فکر میکردم که معجزات به ندرت اتفاق میفتن ولی چند وقتیه به این نتیجه رسیدم که تمام زندگی ما معجزس

و همینجا میخوام بگم خدایا با وجود همه مشکلاتی که تو زندگیم دارم هر موقع ازت درخواست کمک کردم و دعا کردم برام معجزه کردی!!!

مرسی که هستی خدا جون 


ãäÈÚ

مشخصات



خب به به رسیدیم به بحث ازدواج خودمون 

در برخورد با مسئله ازدواج باید از دو دیدگاه بهش توجه کرد:

1- دیدگاه قلبی و دلی

2- دیدگاه عقلی و منطقی

برای من که مورد اول اوکیه  و مشکلی باهاش ندارم

اما مورد دوم ... که انصافا خیلی طول کشید که بتونم تحلیلش کنم...

اولین مسئله ای که درباب ازدواج کردن مطرحه اینه که از خودمون بپرسیم که آیا میتونیم این مسئله رو با خانواده به اشتراک بگذاریم یا نه؟!!!

یعنی میتونم تو 20 سالگی برم به مامان و بابام بگم که من زن میخوام؟

برای من که خیلی سخته. به خصوص وقتی که وجه و شخصیت من تو خانواده و فامیل به عنوان بچه + جا افتاده...

خب این از مشکل اول...


ãäÈÚ

مشخصات



خب می رسیم به بحث شیرین ازدواج 

ازدواج یکی از سنت های پسندیده خدا و پیامبران الهی است که اغلب مورد بی توجهی قرار می گیره

برای نشون دادن اهمیت این موضوع یه تاپیک جداگونه براش در نظر گرفتم و انشالله بحث و تحلیل های خوبی توش میذارم

در ایران دختر پسر تا قبل از دانشگاه به طور طبیعی با هم ارتباط ندارن(البته به ندرت پیدا میشه ) و وقتی به دانشگاه میان و با جنس مخالف ارتباط برقرار میکنن، یه سری احساس نسبت به جنس مخالف پیدا میکنن و نیاز هایی احساس می کنند که شاید قبلا بهش بی تفاوت بوده باشن.

این نیاز ها میتونه عاطفی، احساسی، فکری، نیاز به تشکیل خانواده یا حتی جنسی باشه. گاها احساس کردن این نیاز ها میتونه نشات گرفته از جو دانشگاه باشه یا اصطلاح میگن طرف جو گیر شده. به هر سوی دانشجوی مملکت به فکر ازدواج میفته. ولی غافل از اینکه ازدواج یک امر بسیار پیچیده ای در این دوره زمونه شده و باید حتما قبل از انجام کوچک ترین کاری تمام جوانب کار رو در نظر گرفت

در پستهای بعدی به تفصیل به مشکلات ازدواج می پردازم.


ãäÈÚ

مشخصات



یکی از مشکلاتی که جوونا برای ازدواج دارن اینه که وقتی در زندگی شویی شون به مشکلی برمیخورن و نمیتونن حلش کن، سریع طلاق میگیرن و میگن که انتخاب درستی نداشتن! درحالیکه این حرف اشتباهه

فلسفه ازدواج طبق گفته قرآن اینه که مرد و زن به آرامش برسن و خدا میخواد که اونا رشد کنن. حالا برای این رشد حتما لازم نیست که همسرت خیلی باتقوا و مومن و فلان باشه که درنتیجه تو هم رشد کنی. درحالیکه حتی میتونه بداخلاقی همسرت هم باعث رشدت بشه! چجوری؟ اینکه تو با بداخلاقی همسرت صبوری کنی! یعنی تو در قبال تقدیر(بداخلاقی) یه تکلیفی (صبوری) داری.

خدا تو قرآن میگه که من میخوام شما رو امتحان کنم که آیا تو در اقبال بداخلاقی همسرت صبوری میکنی یا نه! حالا این بداخلاقی یه مثاله و میتونه به خیلی از ویژگی های رفتاری تعمیم پیدا کنه.

ازدواج یکی از مقدرات خداست که به سادگی نمیشه تغییرش داد. به قول معروف ازدواج کردن قسمته! اگه خدا بخواد که تو با فلانی ازدواج کنی مطمئن باش حتما میکنی! خیلیا هستند که در انتخاب کردن خیلی فکر میکنند. البته نه اینکه نباید اصلا فکر کرد بلکه منظور اینه که نباید زیاد حساس شد! اگه یه فردی برای ازدواج پیدا شد حتما باید اقدام کرد.


ãäÈÚ

مشخصات

  • منبع: http://khodayamkafist.blogsky.com/1397/01/27/post-20/تقدیر-و-تکلیف
  • کلمات کلیدی: ازدواج ,بداخلاقی ,همسرت ,صبوری ,اینه ,خیلی ,بداخلاقی همسرت ,همسرت صبوری ,برای ازدواج ,بداخلاقی همسرت صبوری
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.


اعتماد بعضی جا ها خوبه و بعضی جاها به ضرر آدم تموم میشه. برای زندگی بهتر چه خوبه که این مواقع رو بشناسیم و در زمان های منطقی به افراد اعتماد کنیم. برای نمونه تجربه ای از خودم رو بیان میکنم.

حدود دو سال پیش من در اینستاگرام صفحه ای رو راه اندازی کردم به امید اینکه روزی فالوور های زیادی جذب کنم و به وسیله تبلیغات بتونم مبلغی درآمد داشته باشم. از قضا از روی همکاری با یکی از افراد در فضای مجازی آشنا شدم و چون که ایشان در زمینه کار با فتوشاپ مهارت داشتند تصمیم به همکاری با هم گرفتیم. و من هم از روی سادگی رمز عبور اکانتم ( فکر میکنم اون زمان حدود 10 هزار نفر فالوور داشتم) رو در اختیارش قرار دادم.

بله! همانطوری که الان فکر میکنید اتفاق افتاد. و طرف از اعتمادی که بهش کردم سو استفاده کرد و پیجم رو ازم ید.

بعد از این ماجرا درس عبرتی برام شد که هیچ وقت به کسی اعتماد نکنم.

البته به نظرم من آدم باید در زندگی ریسک پذیر باشد و در زمان هایی به افراد خوشنام اعتماد کند. به همان دلیلی که اگر کسی اهل ریسک و خطر کردن نباشد نه تنها از زندگی اش لذت نمی برد بلکه هرگز به موفقیت نخواهد رسید.

البته راجع به اعتماد خاطرات بیشتری دارم که ایشالله تو پست های بعدی راجع بهشون مینویسم


ãäÈÚ

مشخصات



به جرئت میتوان گفت که بهترین دارایی در زندگی امید است.

یکی از موانع داشتن امید به زندگی این است که ما همیشه یا به گذشته نگاه می کنیم یا در آینده زندگی می کنیم.

غافل از اینکه آینده از عملکرد زمان حال ما بدست می آید. وقتی به ناکامی های گذشته می نگریم احساس نا امیدی می کنیم و هنگامی که غرق در رویاهای آینده می شویم احساس غرور کاذب کرده و فکر می کنیم به اهداف خود رسیده ایم.

 پس در گذشته زندگی کردن و افسوس خوردن دردی را دوا نمی کند بلکه باید از گذشته و
ناکامی های آن درس گرفت و بنای موفقیت را در زمان حال پی ریزی کرد تا آینده ای روشن پیش روی داشته
باشیم. در آینده نیز زندگی نکنیم زیرا ممکن است ما را به رویاهایی که شاید به وقوع نپیوندد. دلخوش کند و از
واقعیت دور سازد زندگی در زمان حال باعث می شود که علاوه بر واقع بینی از موفقیت هایی که داریم بیشترین و بهترین استفاده و لذت را ببریم.


ãäÈÚ

مشخصات



کی از مسائلی که خیلی ها باهاش درگیر هستند اینه که بر اساس عقلشون رفتار کنند یا احساس!

به نظر من اینکه بگوئیم فقط بر اساس یکی از اینها باید عمل شود اشتباه است.

گاهی اوقات باید ببینیم عقل چی میگه بعضی اوقات باید احساس رو هم بازی بدیم.

زندگی پیچیدس، و تشخیص این امر کار سختیه

زندگی یک سیستم غیرخطی تغییر پذیر با زمان است که مناسبات آن همواره در حال تغییر است و به راحتی نمیتوان این موضوع را تشخیص داد.

ولی در کار های روزمره میتوان گفت که باید بر اساس عقل عمل کرد. مثلا عقل به ما می گوید که الان موقع درس خواندن است و باید فورا به آن عمل کرد.

و یک نکته ای اینجا وجود داره اینه که چه عقل و چه احساس هر چه بگوید باید آن شخص انجام دهد و تردیدی در خود راه ندهد که سرانجامش پشیمانی است.

البته باز هم میگم زندگی اینقدر پیچیدس که نمیتونیم اینها رو از هم تمییز بدیم مثل همون مسئله ازدواج که انصافا موضوع پیچیده ایه!

تمام


ãäÈÚ

مشخصات



امروز استاد یکی از درس هام سر کلاس گفت که دنبال 3 نفر میگرده که کتابی که ترجمه کرده رو ویراستاری کنن

بعد گفت هر کس انجام بده 3 نمره میده و اسم طرف رو به عنوان قدردانی و تشکر در کتاب میاره. هر نفر هم 300 صفحه باید ویراستاری کنه. در عرض 3 ماه تقریبا

دیگه همینطوری داشتم فکر میکردم داوطلب بشم یا نه. دیگه دیدم پروژه با وجود اینکه ارزش مالی نداره ولی از نظر رزومه ای خوبه

بعد کلاس من و یکی از دختر های کلاس رفتیم پیش استاد و اعلام آمادگی کردیم. استادم اولش یه ذره من من کرد که مثلا دختر ها دقیق ترن و اینا و یجورایی میخواست کار رو به من نده. البته آخرش فهمیدم شوخی میکرده. و البته اون دختر همکلاسی هم از من دفاع کرد و گفت ایشون تو انجمن علمی هستن و قبلا امتحانشون رو پس دادن 

دیگه استاد ایمیلش رو داد گفت پیام بدین بهتون بگم چی کار کنین. عصر که رسیدم خونه پیام دادم ولی هنوز جواب نداده

حالا دقیقا نمیدونم کارش چیه! امیدوارم کار سختی نباشه که بتونم درسمم رو هم بخونم.

ولی از طرف دیگه خیلی خوشحالم که خدا این کار رو برام جور کرد چون واقعا از نظر رزومه ای خیلی میتونه کمک کنه.

البته من قبلا کارهای ویراستاری و عام المنفعه انجام دادم ولی این دیگه خیلی خوبه

شاید بعدا بتونم از استاده برای اپلای توصیه نامه هم بگیرم که خیلی عالی میشه


ãäÈÚ

مشخصات



رعایت نکات نکارشی زیر اهمیت زیادی برای کارهای پژوهشی دارد


نقطه: در انتهای هر جمله بدون فاصله نقطه رو قرار بدین ولی بین نقطه و جمله بعدی یه فاصله بذارین.

ویرگول و سایر علائم: قبل از ویرگول، نقطه ویرگول، علامت سئوال و علامت تعجب نیازی به فاصله نیست اما بعدش باید یه فاصله گذاشته بشه.

پرانتز: قبل از پرانتز همیشه یه فاصله بذارین اما نوشته داخل پرانتز رو بدون فاصله تایپ کنید و بدون فاصله هم پرانتز رو ببندید. بعد از پرانتز حتما یه فاصله بذارین.

گیومه: برای گذاشتن گیومه از   استفاده نکنید، بهتره از «شیفت + k » و «شیفت + L »، برای گیومه گذاری استفاده کنید.

 اندازه نوشته ها: همیشه واژه های انگلیسی رو که لابلای کلمات فارسی نوشته شدنسایز کوچکتر از سایز کلمات فارسی تایپ کنید تا وسط کلمه های فارسی ندرخشه. بهتره سایز عمومی نوشته هاتون 13 یا 14 زر یا نازنین باشه.

راستی به یاد داشته باشید که همیشه در مقاله هاتون افعال رو بصورت جدا بنویسین، یعنی؛ ننویسین: میشود، بنویسین: می شود.

 

 


ãäÈÚ

مشخصات



چند ماه پیش یه ایمیل از ناسا دریافت کردم که تشویق میکردن که افراد اسماشون رو تو سایت ثبت کنن به منظور اینکه قرار ماه May 2018 یه ماهواره تحقیقاتی به کره مریخ پرتاب کنن و همه ی این اسامی رو تو یه تراشه یا همچین چیزی منتقل میکنن و تو ماهواره میذارن که به مریخ بره!

به نظرم ایده جالبی اومد و منم ثبت کردم اسمم رو!

گفتم حداقل اگه خودم یه موقع مریخ نرفتم اسمم بره!

اینم لینک سایتشه:



ãäÈÚ

مشخصات



یکی از سایت های خوب برای بالا بردن اطلاعات در پروسه اپلای این سایت هست

یکی از بخش های جالب سایت اینه که مینیمم GRE دانشگاه ها رو نوشته: لینک

یا مینیمم TOEFL: لینک

البته نمیدونم اطلاعاتش چقدر بروزه و حتما باید با خود سایت دانشگاه چک بشن ولی کلا اطلاعات خیلی خوبی داره

چیزی که بیشتر مجذوبش شدم این بود که اطلاعات رو خیلی طبقه بندی شده وتمیز نوشتن و این باعث میشه که آدم سردرگم نشه


ãäÈÚ

مشخصات



یه سایت باحالی که میخوام معرفی کنم این سایته:

http://testyourvocab.com/

که میگه سطح واژگانی تون در حدود چند کلمه ست.

برای من که شد 3930 کلمه که واقعا خیلی کمه! خیر سرم میخوام اپلای هم بکنم 

امیدوارم تو این چند ماه که میخوام لغت حفظ کنم سطح لغاتم رو بالا ببرم


ãäÈÚ

مشخصات



یکی از معضلاتی که خانواده ها دارن اینه که با همدیگه یعنی اعضای خانواده با هم در مورد انجام دادن کاری م نمیکنن.

پدر خانواده یا حتی مادر فکر میکنه چون مسئولیت بیشتری داره دیگه فقط خودش تصمیم بگیره و به حرف دیگران گوش نده!

اینجوری میشه که فرزندان خانواده احساس میکنن تو خونه زیادی هستن. فقط کسی اونا رو آدم حساب نکنه ناراحت میشن.

مثلا مورد خودم رو مثال میزنم: پدر و مادر من بدون م من خودشون رفتن و خونه اجاره کردن و من تا موقع اسباب کشی خونه رو ندیده بودم. خب این حرکتشون زشته. آدم فکر میکنه که عضو این خانواده نیست.

وقتی با فرزندت م کردی ولو اینکه بعدا برخلاف نظرش عمل کنی باعث میشه که فرزندان اینو بدونن که نظرشون مهمه. برای یه نظر خوب تلاش میکنن. سعی میکنن که اونا هم برای این زندگی ای که پدر و مادرشون درست کرده زحمت بکشن. وگرنه اگه آدم حسابشون نکنی میگن اونا منو آدم حساب نکردن من چرا بکنم؟

دقیقا تو جامعه هم همین اتفاق داره میفته. افراد با سن و سال زیاد که در راس امور هستن فکر میکنن که چون سن شون بالاس همه چی میفهن و قشر جوون جامعه رو آدم حساب نمیکنن. جوون هم میگه حالا که به من توجه نکردن منم دیگه برام مهم نیست که چی سر جامعه ام میاد. دیگه کسی برای جامعه اش دلسوزی نمیکنه. اینجاست که خیلی از مشکلات بوجود میان. در واقع به نظرم منشا این مشکلات همین عدم تعاون و م بین اعضاست.


ãäÈÚ

مشخصات



هفته پیش بود که یکی از استادا برای پروژه ویراستاری کتابش گفت که ایمیل بزنین بهتون بگم چیکار کنید

و من همون روز بهش ایمیل زدم ولی متاسفانه امان از بد قولی این استادا!

حالا امروز باهاش کلاس دارم برم ببینم چی برای گفتن داره. تجربه به من میگه آدمی که بد قولی میکنه همون بهتر که از اول باهاش کار نکنی. حالا حتی اگه برات منفعت داره!

این قد ملت بدقولی کردن دیگه برام درس شده.

آخه نمیدونم یعنی تو یه هفته اخیر وقت نداشته 10 دقیقه ایمیل شو چک کنه. شایدم چک کرده جواب نداده . نمیدونم والا 


ãäÈÚ

مشخصات



همیشه فکر میکردم که چه باحال میشه که آدم اصلا نخوابه و بجاش کارای دیگه انجام بده. معتقد بودم آدم با بیخوابی کشیدنه که به یه جایی میرسه.ولی متاسفانه اشتباه میکردم...

مثال خودم رو میزنم: من شبا تا دیر وقت مثلا 5 صبح بیدار میموندم. حالا یا زبان میخوندم یا اینترنت بازی میکردم. توی اون مدت سرحال بودم. ولی وقتی سر ظهر میشد واقعا دیگه نا نداشتم کاری کنم. مثلا میرفتم کتابخونه درس بخونم ولی به خاطر اینکه شب قبلش کم خوابی داشتم اون مدت زمان تو طول روز رو هم از دست میدادم.

خلاصه بی خوابی ممکنه تو کوتاه مدت خوب باشه ولی تو دراز مدت آدم رو اذیت میکنه.

امروز هم به خاطر اینکه شب قبلش 2-3 ساعت خوابیده بودم نتونستم برم کتابخونه و امروز رو هم از دست دادم

خوشبختانه یا متاسفانه هنوز روی هدفم تمرکز نکردم و فعلا دارم روش های درست رو پیدا میکنم مثل همین قضیه خواب!

به نظرم آدم باید به خواب خیلی اهمیت بده چون واقعا چیزیه که نمیشه از زندگی حذف کرد. مثل غذا خوردن میمونه!

البته آدم نبایدم زیاده روی کنه. مثلا عقلانی نیست آدم 10 ساعت در روز بخوابه. مدت زمان خوب بین 6 تا 8 ساعته به نظرم و با این مدت میشه تمام طول روز رو سرحال بود.

البته اینکه تا لنگ ظهرم بخوابی اشتباهه

برنامه من از امشب اینه: اینکه ساعت 11 یا 12 شب بخوابم و ساعت 6 صبح بیدار شم و دیگه نخوابم.

البته 11-12 خوابیدن آسونه ولی بلند شدنش سخته ولی ارزش داره

خلاصه اگه کسی ازم راهنمایی بخواد میگم از خواب تون نزنید که ضرر میکنید!


ãäÈÚ

مشخصات



درد یعنی بزنی دست به انکار خودت

عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت

به خدا درد کمی نیست که با پای خودت

بدنت را بکشانی به سر دار خودت

کاروان رد بشود، قصه به آخر برسد

بشوی گوشه‌ای از چاه خریدار خودت

درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد

بگذاری برود! آه… به اصرار خودت!

بگذاری برود در پی خوشبختی خود

و تو لذت ببری از غم و آزار خودت

اینکه سهم تو نشد دردر کمی نیست ولی

درد یعنی بزنی دست به انکار خودت…

————————————————

علی صفری


ãäÈÚ

مشخصات



خواستم دیر کنم دل نگرانم باشی

دست افتاده به دور چمدانم باشی!


تا ته جاده ی پاییز دویدم که شبی
به "زمستان" برسم تا "اخوانم" باشی

تا ته جاده ی پاییز تحمل کردم
زرد ماندم که تو یلدای خزانم باشی

به تماشای گل از دور قناعت کردم
قسمت این بود که در حد توانم باشی

قسمت این بود سرم بی تو به زانو برسد
شاهد کاستی و ضعف زبانم باشی

دو سه کبریت ته قوطی عمرم مانده
کاش تا دست به بعدی برسانم، باشی..


ãäÈÚ

مشخصات



وای خدا این شعر چقدر خوبه  حظ کردم واقعا! احساس میکنم علی صفری داره حال و هوای این روز های منو به شعر تبدیل میکنه


تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد

زندگی درد قشنگیست ، بجز شب هایش!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد

یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند?! 
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد !

خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی، بدنم جان دارد!

شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم ولی
من به تو ، او به نماز خودش ایمان دارد

اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد

من از آن روز که در بند توأم  فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد


ãäÈÚ

مشخصات



فکر کن قهوه بنوشی ته فالت باشد بعد از این دیدن او فرض محالت باشد

از خدا ساده بپرسی که تو اصلا هستی !؟ گریه ات باعث تکرار سوالت باشد

چمدان پر بکنی خاطره ها را ببری عکسهایش همه عمر وبالت باشد

روز و شب قصه ببافی که تو را می خواهد باز پیچیده ترین شکل خیالت باشد

توی تنهایی خود فکر مسکن باشی قرص اعصاب فقط شامل حالت باشد

“ای که از کوچه معشوقه ما می گذری” قسمت ما نشد این عشق  حلالت  باشد…


“علی صفری”


ãäÈÚ

مشخصات



دیدنش حال مرا یک جور دیگر می کند

حال یک دیوانه را دیوانه بهتر می کند


حالت پیـچیده مویـش شبیه سرنوشت

عشق را بر روی پیشانی اش مقدر می کند


آنقدر دلبسته ام بر دکمه های پیراهنش

فکر آغوشش لباسم را معطر می کند


رنگ مویـش را حـفظ هستـم، حـیف

پیش چشم عاشقِ من روسری سر میکند


با حیا بودم ولی با دیدنش فهمیده ام

آب گاهی مومنین را هم شناگر میکند


دوستش دارم ولی این راز باشد بین ما

هرکسی را دوست دارم زود شوهر میکند!


 علی صفری


ãäÈÚ

مشخصات



یکی از موضوعاتی که تقریبا اکثر دانشجو ها بهش فکر میکنن اینه که در دوران لیسانس ازدواج کنن یا نه

من در این پست نمیگم که ازدواج دانشجویی خوبه یا بد. بلکه سعی میکنم جنبه های دیگر قضیه رو روشن کنم:

خب فرض می کنیم یه آقا پسری از یه دختر خانم تو دانشگاه خوشش اومده و میدونه این علاقه ناشی از هوس نیست و قصدش هم دوستی نیست بلکه ازدواجه

از این جور موضوعات تو دانشگاه ها زیاد اتفاق میفته.

اما چی میشه یا بهتره بگم چی نمیشه که این آقا پسر با وجود اون همه شدت دوست داشتن به طرف مقابل ابراز علاقه نمیکنه؟!!!

یکی از دلایلی که میخوام موشکافی ش کنم اینه که این آقا پسر قصه ما از آینده ای که قرار روبرو بشه میترسه. آینده جلوی چشماش کاملا مبهمه. تحصیلات، سربازی، کار و دیگر مسائل باعث میشن که به فکر فرو بره. با وجود این همه مشکل چجوری ابراز علاقه کنه؟!

مرحله اول: آقا پسر باید دختر خانم رو قانع بکنه که این دوست داشتنه یه عشقه نه مثل بعضی احساسات و هوس و نیاز جنسی. معمولا زمان میبره که دختر ها بفهمن که این آیا این احساس آقا پسر عشقه یا نه؟

مرحله دوم: حالا ما فرض میکنیم که این دختر خانم مطمئن شد که آقا پسر قطعا هدفش ازدواجه و دختر رو برای خودش و شخصیتش میخواد نه مسائل دیگه. مطمئنا اون دختر خانم جواب اولشون اینه با خانواده مراجعه کنید

مرحله سوم خب این آقا پسر که قطعا با این شرایط نمیتونه با خانواده طرف و حتی خانواده خودش مطرح کنه. مجبوره بهش بگه که من فعلا شرایط ندارم. اون دختر خانم هم  در بهترین حالت میگه هر موقع شرایطت جورشد بیا!

مرحله چهارم: بازم فرض میکنیم که اون دختر خانم با شرایط طرف کنار اومد و راضی شد که اگر آقا پسر کار گیر آورد بله رو بگه. حالا اینجا خود پسر باید با خودش کلنجار بره و خودش رو قانع بکنه که در آینده یه کاری گیربیاره که در شان خانواده دختر باشه. تضمین کردن کار ساده ای نیست

مرحله پنجم: حالا پسر باید دختر خانم رو قانع بکنه و تضمین بکنه که من در آینده به خواستگاری شما میام. چون اینقدر بعضی پسرا قول الکی دادن که نظر دخترا عوض شده و خیلی کم اعتماد میکنن و به پای پسره میمونن

 

خب متوجه میشیم که یه ابراز علاقه کردن چقدر مسئولیت به همراه میاره. من منکر این نمیشم که اگه دختر خانم قبول کنه ارزش داره. ولی این رو هم در نظر بگیریم که چه مشکلاتی به وجود میاد اگه اون آقا پسر به مواردی که در بالا گفتم اهمیت نده و دل رو الکی به دریا بزنه.

اینجاست که میبینیم در جامعه دختران به خاطراینکه پسران این دختران رو به خودشون وابسته کردند و بعد از مدتی به دلایل نامعلوم به یکباره از زندگی دختر ناپدید شدن شکایت میکنند.



ãäÈÚ

مشخصات



امروز رسیدم دانشگاه خیلی تشنه بودم، دیدم دارن شربت میدن. رفتم یه لیوان خوردم. بعد دیدم یه گوشه از دانشگاه یه سری برنامه گذاشتن به مناسبت روز جوان و میلاد حضرت علی اکبر

جلو رفتم یه خانمی با خوشرویی سلام کرد و کلی کتاب راجع به ازدواج و این جور مسائل بهم داد. منم کلی شوکه شدم . گفتم الانه که زنم بدن 

بعد یه فرم هم بهم داد و مشخصاتم رو گرفت. تشکر کردم و اومدم که برم سر کلاس، یه مرده گفت آقا پسر کجا در میری؟  بیا. رفتم بنده خدا یه شاخه گل رز بهم داد.


خلاصه خیلی خوشحال شدم نه به خاطر یه شاخه گل بلکه به این خاطر که به قشر جوون اهمیت دادن که این مراسم رو گرفتن. یکی از دلایلی که میخوام اپلای کنم برم هم همینه. اینکه به قشر جوون تو ایران زیاد بها داده نمیشه. بهش مسئولیت نمیدن. بهش اعتماد نمیکنن

اگه همین کارا رو ادامه بدن ایران گلستون میشه

دمشون گرم


ãäÈÚ

مشخصات



یه کاره جالبی که چند وقتیه معاونت مترو انجام داده نصب این دستگاه ها در بعضی ایستگاه ها هست که مردم میتونن با نصب اپلیکیشن فیدیبو رایگان پادکست کتابهایی که میخوان رو بگیرن و تو مسیر گوش بدن. آخه خدایی گوش دادن آهنگ به جز بعضی اوقات فایده خاصی نداره. نمیگم آهنگ گوش دادن بده ولی چه قدر خوبه آدم کنارش از این امکانات هم استفاده کنه

دست بر و بچه های مترو درد نکنه 

حالا منم نرم افزار رو نصب کردم فردا برم یه پادکست بگیرم ببینم چجوری کار میکنه. قطعا به تجربه اش می ارزه و لذت بخش خواهد بود 


ãäÈÚ

مشخصات



یکی از ورزشها و تفریحاتی که خیلی دوست دارم کوهنوردیه. کوهنوردی خیلی شبیه زندگی می مونه. اگه اولش خیلی تند بری وسطاش کم میاری. خیلی وقتا از پایین که نگاه می کنی قله خیلی دوره ولی وقتی همت می کنی و بالا میری بهش میرسی. بعضی وقتا وقتی دارم یه کوه رو بالا میرم می بینم که راهی نیست که رد بشم و گویا باید دور بزنم و برگردم. ولی وقتی جلوتر می رم یه راه پیدا میشه. خلاصه که از جنبه های مختلف خیلی شبیه زندگی واقعیه. توی زندگی واقعی هم اگه کسی می خواد برای خودش یار انتخاب کنه بهتره هم سطح خودش باشه. بخواد همون قله ای رو فتح کنه که خودش می خواد. اصلن حال کوهنوردی داشته باشه! سرعت یارش ازش خیلی بیشتر یا کمتر نباشه. وفادار باشه و اگه وسط راه براش مشکلی پیش اومد نذاره بره! مثل همین مثال کوهنوردی، به نظر من آدم بهتره بدون یار به مسیر زندگیش ادامه بده تا اینکه دل به همراهی یاری ببنده که هم کفوش نیست.


برگرفته از سایت http://khastegari.blog.ir/


ãäÈÚ

مشخصات



خب هی تصمیماتم تغییر میکنه

نشستم با خودم فکر کردم دیده ریسکه یه قسمت از وقتم رو به زبان اختصاص بدم. چون ترجیح میدم که اولویت اولم رو درس دانشگاه باشه که به امید خدا هم معدلم رو بالا ببرم و هم 4 ساله تموم کنم.

حساب کردم اگه 16 واحد بیفتم 5 ساله میشم

الان معدلم 15.70 عه و میخوام بیارمش رو 17

و خیلی مشتاقم که زبان رو فعلا کنسل کنم

البته تو اتوبوس روش کار میکنم. اینم زمان کمی نیست. چون حداقل در روز 2 ساعت وقتم تو اتوبوس ومترو هدر میره و میشه ازش استفاده کرد

هر چی خدا بخواد همونه 


ãäÈÚ

مشخصات



تو پست "خواب" با وجود اینکه خیلی تاکید به زود خوابیدن داشتم ولی باز از امشب ترجیح میدم دیر بخوابم به یه دلیل که شاید بعدا تو بلاگ گفتم

امیدوارم که روز زیاد خسته نشم

البته اون شب که زود خوابیدم هم بازم روز بعدش از بس خسته بودم تو اتوبوس خوابم برد. به آخر خط که رسیدیم یه پسره بهم دست زد که بیدار شو آخر خطه 

یعنی میخوام بگم انگار کلا خستم من 

ان شالله که خیره


ãäÈÚ

مشخصات



آیا تا به حال براتون سوال پیش اومده که چطور می تونیم یه احوالپرسی دوستانه ، صمیمی و همراه با اصولی که سازگار با فرهنگ و آداب و رسوم ما ایرانی هاست در هنگام برخورد با افراد اطرافمون داشته باشیم؟

همون طور که می دونید یک احوالپرسی دوستانه بخش مهمی از آداب معاشرتی رو تشکیل میده که برای زندگی در جامعه ای متمدن همه ی ما بهش نیازمندیم و اولین گام برای شناخت طرف مقابلمون میتونه شناخته شه. در این متن سعی دارم بنا بر چیزهایی که در این رابطه یاد گرفتم و البته تجربیات خودم رو در این باره خدمتتون عرض کنم تا دوستانی که احیانا در این مورد به مشکل برخوردن بتونن با رعایت نکاتی ساده در نخستین برخورد با دیگران به خوبی ظاهر بشن

یک . رعایت ادب

خیلی از ماها افرادی رو در اطراف خودمون داریم که احتمالا با اونا بیشتر احساس صمیمیت میکنیم. کسایی که بیشتر از بقیه با اونا راحتیم، شوخی می کنیم و توی سر و کله هم میزنیم. این کارها اصلا اشکالی نداره ولی در لحظه ی شروع ملاقات تون بهتر هست که یه مقدار مودب تر رفتار کنیم...

ادب داشتن هنگام احوالپرسی دوستانه حتی با یه دوست صمیمی به این معنا نیست که خشک و رسمی برخورد کنید و از کلمات قلمبه سلمبه استفاده کنید . شاید به این معنی باشه که در زمان شروع دیدار شوخی رو بذارید کنار و در عین حال با صمیمیت و با استفاده از کلمات محترمانه و محبت آمیز برخورد کنید . 
دو . رسا و نسبتا بلند سلام و احوالپرسی دوستانه داشته باشید ... خودتون رو آزاد بذارید و کاملا راحت برخورد کنید

سه . (بند مخصوص آقایان) محکم دست بدید...بعضیا فقط بلدن باید دستشون رو بیارن جلو ، نمیدونن که شل و ول دست دادن و اصلا دست طرف مقابل رو نفشردن میتونه نشانه ی بی احترامی به شخص مقابلتون باشه . 

آقایان عزیز همون طور که حتما میدونید دست دراز کردن به طرف یک خانم علاوه بر اینکه از نظر اعتقادی و شرعی مذموم هست ، با فرهنگ ما هم مغایرت داره حتی اگه طرف مقابلمون آشنا باشه.از طرف دیگه توصیه شده که زمان احوالپرسی با بانوان رو معمولا کوتاه تر انجام بدید که طولانی تر کردنش پسندیده نیست. خلاصه و مفید

چهار . چهره ی گشاده و همراه با لبخند داشته باشید. خصوصا در دیدار های بلند مدت و با اشخاصی که بعد از مدت طولانی اونا رو میبینیم. چرا که اولین برخورد میتونه چهره ی ماندگاری از شما در طرف مقابلتون ایجاد کنه ؛ بنابراین سعی کنیم ذهنیت خوبی از خودمون در طرف مقابل ایجاد کنیم . پس همیشه با انرژی ، خندان و با روی خوش با طرف مقابلتون روبرو شید  این بند خیلی مهم هستش بنابراین باید تمام موارد ذکر شده رو در قالب این بند اجرا کنید  

پنج . در سلام کردن پیش قدم شید

کوچکترها که باید اول به بزرگترشون سلام کنن ؛ این که توش حرفی نیست ولی سلام کردن شمای بزرگتر به کم سن و سال خودتون حتی بچه ها نه تنها باعث کسر شان  شما نمیشه بلکه بزرگواری شما رو هم میرسونه ؛ حتی در روایت هم هست که وقتی پیامبر به بچه ها میرسیدن به اونا سلام میکردن

شش . ارتباط چشمی برقرار کنید

سعی کنید هنگام صحبت و احوالپرسی دوستانه با شخص مقابلتون نگاه تون رو نید و به اطرافتون نگاه نکنید . فعلا فقط طرف مقابلتون باید مخاطبتون باشه و مرکز توجهتون. فقط یه نکته که باید رعایت کنید این بند برای ارتباط با جنس مخالف میتونه نقض شه، چون پایین انداختن نگاه (صرفنظر از جنبه ی اعتقادیش ) در نظر شخص مقابل شما رو نجیب و باحیا و البته متشخص میتونه نشون بده

ثانیا وقتی دو نفر دارن با هم احوالپرسی یا خداحافظی میکنن بین صحبتشون نپرید ، آدم نمیدونه جواب کدومشون رو بده ( دیدم که میگم ! ) در این جور مواقع بی توجهی به شخص دوم فقط باعث دلخوری میشه

در آخر باید بگم ؛

در رابطه با موقعیت های مختلف معمولا هر کس لغات مخصوص خودش رو برای احوالپرسی دوستانه داره ( البته گفته شده که سعی کنید در به کار بردن این لغات خلاقیت به خرج بدید و هر از چند وقتی عبارات جدیدی رو استفاده کنید ) . مشخصا کسی که براش یه مقدار سخت تره باید سعی کنه یه سری عبارات رو یاد بگیره و به مرور از اونا استفاده کنه  ؛ بعد یه مدت ناخودآگاه اونا رو به زبون میاره. مثلا به چند مورد از این پرسش و پاسخ های معمول و پرکاربرد میتونیم اشاره کنیم

سلام خوبی؟ 

سلام خوبم ممنون تو چطوری ؟ چه خبرا؟ خوش میگذره؟ 

چه خبرا؟

سلامتی ،شما چه خبر؟ همه چی مرتبه؟ خانواده خوبن؟

سلام برسون

سلامت باشی ، بزرگیتون رو می رسونم

دیگه مزاحمت نمیشم

مراحمی عزیزم ، خوشحال شدم دیدمت ( اگه واقعا خوشحال شدید خخ ) ، به بقیه سلام برسون

امری ندارید؟
عرضی نیست ، خوشحال شدم ، روز بخیر

امیدوارم مطالب این بحث مفید واقع شده باشه... 

یا علی

 منبع: سایت خانواده برتر http://khbartar.blog.ir/

ãäÈÚ

مشخصات



یکی از موضوعاتی که تقریبا اکثر دانشجو ها بهش فکر میکنن اینه که در دوران لیسانس ازدواج کنن یا نه

من در این پست نمیگم که ازدواج دانشجویی خوبه یا بد. بلکه سعی میکنم جنبه های دیگر قضیه رو روشن کنم:

خب فرض می کنیم یه آقا پسری از یه دختر خانم تو دانشگاه خوشش اومده و میدونه این علاقه ناشی از هوس نیست و قصدش هم دوستی نیست بلکه ازدواجه

از این جور موضوعات تو دانشگاه ها زیاد اتفاق میفته.

اما چی میشه یا بهتره بگم چی نمیشه که این آقا پسر با وجود اون همه شدت دوست داشتن به طرف مقابل ابراز علاقه نمیکنه؟!!!

یکی از دلایلی که میخوام موشکافی ش کنم اینه که این آقا پسر قصه ما از آینده ای که قرار روبرو بشه میترسه. آینده جلوی چشماش کاملا مبهمه. تحصیلات، سربازی، کار و دیگر مسائل باعث میشن که به فکر فرو بره. با وجود این همه مشکل چجوری ابراز علاقه کنه؟!

مرحله اول: آقا پسر باید دختر خانم رو قانع بکنه که این دوست داشتنه یه عشقه نه مثل بعضی احساسات و هوس و نیاز جنسی. معمولا زمان میبره که دختر ها بفهمن که این آیا این احساس آقا پسر عشقه یا نه؟

مرحله دوم: حالا ما فرض میکنیم که این دختر خانم مطمئن شد که آقا پسر قطعا هدفش ازدواجه و دختر رو برای خودش و شخصیتش میخواد نه مسائل دیگه. مطمئنا اون دختر خانم جواب اولشون اینه با خانواده مراجعه کنید

مرحله سوم: خب این آقا پسر که قطعا با این شرایط نمیتونه با خانواده طرف و حتی خانواده خودش مطرح کنه. مجبوره بهش بگه که من فعلا شرایط ندارم. اون دختر خانم هم  در بهترین حالت میگه هر موقع شرایطت جورشد بیا!

مرحله چهارم: بازم فرض میکنیم که اون دختر خانم با شرایط طرف کنار اومد و راضی شد که اگر آقا پسر کار گیر آورد بله رو بگه. حالا اینجا خود پسر باید با خودش کلنجار بره و خودش رو قانع بکنه که در آینده یه کاری گیربیاره که در شان خانواده دختر باشه. تضمین کردن کار ساده ای نیست

مرحله پنجم: حالا پسر باید دختر خانم رو قانع بکنه و تضمین بکنه که من در آینده به خواستگاری شما میام. چون اینقدر بعضی پسرا قول الکی دادن که نظر دخترا عوض شده و خیلی کم اعتماد میکنن و به پای پسره میمونن

 

خب متوجه میشیم که یه ابراز علاقه کردن چقدر مسئولیت به همراه میاره. من منکر این نمیشم که اگه دختر خانم قبول کنه ارزش داره. ولی این رو هم در نظر بگیریم که چه مشکلاتی به وجود میاد اگه اون آقا پسر به مواردی که در بالا گفتم اهمیت نده و دل رو الکی به دریا بزنه.

اینجاست که میبینیم در جامعه دختران به خاطراینکه پسران این دختران رو به خودشون وابسته کردند و بعد از مدتی به دلایل نامعلوم به یکباره از زندگی دختر ناپدید شدن شکایت میکنند.



ãäÈÚ

مشخصات



یه چند وقتیه که تصمیم گرفتم که دیگه آهنگ از هر نوعش دیگه گوش ندم

چون تمرکزم رو بهم میریزه

و اینکه ترجیح میدم به جای آهنگ پادکست زبان گوش بدم

و اینقدر هم خواننده زیاد شده آدم نمیدونه به کی باید گوش بده. همه صدا ها هم شبیه هم 



---------

بروز رسانی پست در تاریخ 14 اردیبهشت: یه روز خواهرم برام یه آهنگ فرستاد و متاسفانه وسوسه شدم و زیر قولم زدم و این روند ادامه پیدا کرد و حدود دو هفته باز آهنگ گوش دادن رو شروع کردم. ولی باز از امروز تصمیم گرفتم دیگه آهنگ گوش ندم. بخدا آدم خیلی آرامش میگیره و میتونه برای زندگیش برنامه ریزی درستی کنه. در ثانی اینقدر جدیدا آهنگ ها بی محتوا شدن و فاز منفی دارن که آدم اعصابش به هم میریزه. یه دانشمندی ثابت کرده بود که کلمات میتونن باعث تغییرات در آب بشن. خب مطمئنا بدن انسان هم 70% از آب تشکیل شده و باید مواظب کلمات و حرفایی که گوش میدم باشم.



ãäÈÚ

مشخصات



امروز داشتم از کتابخونه با اتوبوس به خونه میرفتم. یه پسره یه ایستگاه قبل من میخواست پیاده بشه. وقتی میخواست پیاده بشه رو به راننده کرد و گفت: "خیلی ممنون، شب خوبی داشته باشید" 

خیلی وقت بود که من از مردم همچین کلمات محبت آمیزی رو نشنیده بودم. به ندرت پیدا میشن کسائیکه اینطوری با بقیه رفتار کنن. حدااقلش منی که هر روز تو تاکسی و اتوبوس و مترو هستم زیاد از این رفتار ها ندیدم.

خلاصه این اظهار محبت و با ادب بودنش روی منم تاثیر گذاشت و شدیدا از این رفتارش الگو گرفتم. منم ایستگاه بعد وقتی داشتم پیاده میشدم از راننده تشکر کردم  و این کارم رو مدیون اون پسر هستم که بهم درس باادب بودن و به هم احترام گذاشتن داد.

ظاهر اون پسر رو هم نگاه میکردی فکر نمیکردی همچین حرفی بزنه. آخه موهای بغل سرش رو تراشیده بود و یه تیشرت که تو تنش زار میزد پوشیده بود و یه کیف هم رو شونش بود و خلاصه اینطوری نبود که فکر کنی طرف بچه مثبته و از این حرفا. از سنش هم معلوم بود که دانشجو عه/

واقعا چقدر خوبه آدم با گفتن یه جمله حال دیگران رو خوب کنه. بعضی ها فکر میکنن که اگه از این حرفا بزنن خیلی مثبت به نظر میرسن و بابت این طرز تفکر باید به حال جامعه گریست که وقتی آدم همچین رفتاری از کسی میبینه تعجب میکنه. باید جوری باشه که اگه کسی ادب رو رعایت نکنه مردم تعجب کنن

یکی از مهارت هایی که هر پدر و مادری باید به فرزندشون یاد بدن هم همینه. اینکه بچه بتونه خیلی خوب در جمع صحبت کنه و نظرشو با احترام بگه. اینکه میبینیم در دانشگاه یه دانشجو هم نمیتونه با استاد، دوستان و بقیه ارتباط برقرار کنه ناشی از این عدم آموزش صحیح در نظام آموزشی کشوره. حدااقلش طرف باید خودش بره این مهارت ها یاد بگیره

دنیا، دنیای ارتباطاته. اگه کسی نتونه با جامعه پیرامونش درست تعامل داشته ول معطله


ãäÈÚ

مشخصات



چند روز پیش بعد از اینکه کلاس قرآنم تموم شد سوار اتوبوس شدم رفتم نمایشگاه. ساعت 6 رسیدم مصلی. به نظرم امسال که تو مصلی بود خیلی بهتر از پارسال که تو شهر آفتاب بود برگزار شد.


رفتم انتشارات جنگل دو تا فلش کارت برای GRE خریدم: 11 هزار تومن شد



بعد سه تا کتاب درباره اصطلاحات خیابونی آمریکا خریدم 16 هزار تومن



کتابا کلا گرون شده بودن.

غرفه فیدیبو هم کسی نبود

بعد اتفاقی غرفه g5 رو دیدم. به فروشندش گفتم آقای مالکی نژاد کتاب جدید بیرون ندادن؟ گفت: خودشون هستند اجازه بدین صداشون کنم.

گفتم: نه احتیاجی نیست مزاحمشون بشین

گفت: نه مشکلی نیست

خلاصه فروشنده صداشون کرد و ایشون هم بیرون اومدن. برای اولین بار بود که دکتر رو میدیدم. به خاطر همین یکم ذوق زده بودم. دست دادیم و سلام کردیم. بعد بهم گفت چه کمکی از دستم برمیاد؟ منم گفتم کتاب "پرتقالت را قورت بده" شما رو خوندم. میخواستم بدونم آیا کتاب جدیدی دارین یا نه؟

اونم گفت کتاب نوشتم و در حال ویراستاری. بعد شروع کرد راجع به جزئیات کتاب جدیدش توضیح دادن

منم از حرفاش استفاده میکردم. مثلا میگفت تا امروز 5 ساله که هر روز یک ساعت کتاب میخونم. در حرف کار آسونیه ولی در عمل کار سختیه

خلاصه 10 دقیقه تقریبا صحبت کردیم و خداحافظی کردم. داشتم میومدم با خودم گفتم چرا باهاش سلفی نگرفته بودم!



ãäÈÚ

مشخصات



داشتم به این فکر میکردم که آدم بهتره مجرد بره خارج یا متاهل!

چون خیلی شنیدم که افراد از تنهایی در خارج از کشور گله میکنند و چون همدمی ندارن احساس افسردگی میکنند. و از طرفی هم مسلما احتمال پیدا کردن موردی که مطابق با میل آدم باشه در خارج از کشور کمتره ولی بازم چیزی که شنیدم اینه که دخترایی که خارج هستند، کیفیت بالاتری دارند. معمولا این دخترا مستقل اند، درآمد دارند، تحصیل کرده ان، و معمولا از خانواده های خوب هستند.

ولی به نظر من آدم مجردی بره بهتره. چون اولا اینکه همسرت رو با خودت ببری سخته. و اگر هم ببری هزار تا مشکل برای همسر و خودت ممکنه بوجود بیاد. از تنهایی همسرت تو خونه تا مشکلات مالی که قطعا وجود خواهد داشت. مگر اینکه همسرت هم با خودت اپلای کنه و هر دو از یه جا فاند بگیرن.

دوم اینکه متاهلی با خودش مسئولیت به همراه میاره. مثلا هی باید زنگ بزنی ببینی چیکار میکنه، حالش خوبه یا نه، و ...

سومین مشکل مسئله مالیه قضیس. مثلا شما میتونی شام نون و پنیر بخوری ولی وقتی زن داری نمیشه که!

با توجه به موارد بالا و شرایط خودم به این نتیجه رسیدم که هرچه دیر تر ازدواج کنم بهتره. چون تکلیف زندگیم رو بهتر میدونم. آینده ام که الان در نظرم مبهمه بیشتر معلوم میشه. مسئله کار، تحصیل و سربازی و ...

البته اینم بگم ممکنه الان از یه نفر خوشم بیاد و فرد مورد نظرم رو الان پیدا کرده باشم ولی با توجه به موارد بالا نتونم پا پیش بذارم. خب واقعیتش اینم هست ولی...

ولی دیگه زندگی همینه. از یه طرف مشکل بالا هم هست. اینکه هر روز حرص پول و چطور خرج کردنش رو بخوری، اینکه ذهنت درگیر باشه و هی فکر و فکر و فکر بکنی، کار آسونی نیست. البته برای ازدواج خدا وعده داده که نگران مشکل مالی نباشید وقطعا وعده خدا حقه! ولی با توجه با شرایط خانوادگی و تحصیلی و اجتماعی امروز کار، کار سختیه و فرد باید خیلی با کیفیت باشه که بتونه بره جلو!

به نظرم ازدواج در زمان خودش درست میشه، خدا هر چی بخواد همونه، و توی مسئله ازدواج قطعا عدالت خدا توی این دنیا برقرار میشه. البته منظورم این نیست که عدالت خدا تنها در این مورد تحقق پیدا میکنه بلکه منظورم اینه که مثلا یه نفر که 100 نفر آدم رو کشته، برای اینکه مجازاتش کنیم نمیتونیم که 100 بار اعدامش کنیم. چون دنیا ظرفیت برای این نوع مجازات رو نداره و باید در آخرت عدالت خدا برقرار بشه. ولی ازدواج اینطور نیست؛ قطعا مومن با مومن ازدواج میکنه و عدالت خدا تماما در این دنیا رعایت میشه.

هر چی خدا بخواد همونه.


ãäÈÚ

مشخصات

  • منبع: http://khodayamkafist.blogsky.com/1397/03/01/post-65/
  • کلمات کلیدی: اینکه ,ازدواج ,مشکل ,عدالت ,الان ,میشه ,موارد بالا ,اینکه همسرت
  • در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

تبلیغات

محل تبلیغات شما
محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

اگر هرگونه سوال و یا اشکالی در رابطه با این زمینه و یا هر زمینه تحصیلی
مانند: مدرسه ، دانشگاه ، کنکور ، ارشد ، دکتری ، نظام وظیفه و... دارید ؛

...کافیست با ما تماس بگیرید

شماره تماس از خط ثابت 9099071613

شماره تماس دوم از خط ثابت 02170705003

پاسخگویی از ۸ صبح تا ۱۲ شب حتی ایام تعطیل